گرد خود چيده غذاهاى لذيذ * تا خورد گاه از آنگاه ازين
هر دم از شام خبر مىگيرد * چونكه بيدار شد از خواب پسين
شام كس را نشده جزم هنوز * دست برده بسوى آن يا اين
هم چو طفلان كه بجز خواب و خورش * نشناسند و نفهمند جُز اين
همه شب تا بسحر بيدار است * « كرده خور بر خوش خواب گزين » ؟
غير مطبوخ خورد اول شب * تا كه مطبوخ گوارد پس ازين
شغل او قهوه و قليون همه شب * همّتش شد همه مصروف بر اين
نكند فرض عشائين ادا * تا كه نزديك شود فوت الحين
بركشانند طبيخش به سحر * تا بماند اثرش تا پيشين
دمبهدم وقت مراعات كند * تا كه مطبوخ بود خورد پسين
چونكه مطبوخ تناول فرمود * خواب پرزور فكندش به زمين
خوردن آب و نماز صبحش * خواب را گشت فدايش آئين
كه به زور آب خورد تا كه مباد * شودش تشنگى روزه قرين
كه كند نيز نماز و خسبد * صبح را آمده يا نامده حين
چونكه خوابيد نگردد بيدار * نشود تا كه پسين يا پيشين
كرده تبديل شب و روز بهم * تا كه صومش نبود بئس قرين
گاه اين كار كند در مسجد * گويد احياى شب قدر است اين
چونكه از خواب گران شد بيدار * هست از فرقت قليون غمگين
بىدماغ است و به بيمار شبيه * دلش از ماه مبارك پركين
گه كند چون رمضان شد نزديك * بهر خوردن سفرى را تعين
هر بِه نُه روز نشيند جائى * تا سر آيد مه و راضى است بدين
گاه خود را به مرض مىدارد * تا كه جائز شود افطار بدين
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 216
مساهمون: الفيض الكاشاني
ص٢١٦