حد محدود نمىدارد صبح * تا مقارن شودش نيّت اين
فرض تقديم طهارت شد فوت * ذمّهاش ماند به كفّاره رهين
هست تقديم طهارت اوّل * بر عبادات جميعا بىحين
آن وضو مىنكند پيش از وقت * كه مرا ذمّه بدين نيست رهين
نشنيده است مگر ( ما و قر ) ؟ * كه مهيّا نشود قبل از حين
فرض و نقلى نبود شرط وضو * نه ز قرآن نه حديث آمد اين
نيّت فعل و تقرب كافى است * نيست در شرع كه يابد تعين
غسل جمعه كند او چندين بار * واجب و مستحب و آن با اين
او نفهميده يقين نيّت را * و آنكه نيّت نتوان جُز به يقين
هست تكليف به تعيين و محال * هركه را راه نباشد به يقين
جهل بگرفت همه عالم را * جهلا شد همه هم را تا بين
بگذريم از بدعى چند دگر * كاهل وسواس بودشان آئين
ز آنكه مشهور بود اكثر آن * عامه بينند از آن مستهدين
وقت تطهير نجاست بنگر * وقت نيات عبادات ببين
آن يكى فرض نماز آخر وقت * افكند ز آنكه به دينى است رهين
نه تقاضاى غريمش مانع * نه تمنّاى قضايش آئين
ذمّه فارغ كن اگر بتوانى * يا بكن قرض نه آن است نه اين
بشنو قصّهء صوم قومى * كه ز ماه رمضانند حزين
از هلالش چو هلالى گردند * وز خيالش چو خيالى ز آئين
هر يكى ماه مبارك چو رسد * كند . . . . رنگين
تا كند دفع ملال روزه * به اميد خورش ذو تلوين
ميوه و قهوه و تنباكو را * نزد خود كرده مهيّا پيشين
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 215
مساهمون: الفيض الكاشاني
ص٢١٥