تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
گه وصىّ غنيّى مىگردند * تا مريدان به كف آرند بدين گاه از خمس و زكات و صدقات * گه عبادات ز بهر موصين اوّل وقت به مسجد آيند * جمع گردند به يك جا يك جين اين جدا قدوه شود قومى را * و آن جدا طايفه‌اى را پيشين همه آواز بهم‌اندازند * متداخل شود اصوات هجين كند اين صوت نمايان‌تر از آن * خواهد آن صيت نمايان‌تر از اين نشنيدند مگر و القوا فيه * باز قرآن بنخواندستند اين هر يكى را به گمان كو اهل است * نيست آن ديگر شايسته اين اين كند نفى عدالت از آن * آن كند نسبت هر فسق به اين هر يكى راست مريدان و عوام * از رعاع و همجش بس تا بين اين حميّت كند از جانب آن * آن تعصّب كشد از جانب اين اين به آن شيخ و مريدش دشمن * آن ازين شيخ و مريدش پُركين جمع تنها و به دلها شتّى * خوش‌نما ظاهر و باطن چركين اندرون بُغض و حسد آكنده * وز برون ريش دراز و نمكين قبح اين كار نمىفهمد هيچ * نه يك از قدوه نه از مأمومين چشمشان حُبّ رياست بسته * تا شده هيچ مدان هيچ مبين بهر آن گشت جماعت سنّت * كه شود الفت دلها آئين اين جماعت ز جماعت سازند * سينهء ساده‌دلان را پُركين نهى از تفرقه شد در قرآن * در احاديث مؤكّد شد اين خاص نهى آمد ازين قسم عمل * منع يك جا دو امامت يك حين بلكه هم از دو جماعت يك جا * كو پسين باشد و آن يك پيشين شنوند اين سخنان ، باز كنند * در فرائض همه هم را تهجين
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 207 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى