تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
ترك كرد اكثر آداب و سُنن * شدش انكار شرايع آئين خاصه جمعيت اوقات نماز * جمعه‌اى را كه بود معظم دين ز آنكه علمش نه براى دين است * بلكه اكثر نبود دانش دين عامه چون اهل كتابش ديدند * شد گمانشان كه بود دانا اين تابع شيوهء او گر ديدند * دين بدادند بدان ديو لعين سنن و جمعه برافتاد از دهر * فرض بدعت شده و بازى دين خاصه كردند جمع را انكار * عامه بستند بقر را آئين اين سنن را به بداء كرده بدل * آن به انكار سنن زد ره دين جُز قليلى كه ز اهل دينند * علمشان دين و عملشان ز يقين عمل صالحشان بهر خداست * علم شايسته‌شان قوّت دين در رواج سنن و فرض به جدّ * جمعه شانست و جماعت آئين طعنهء منكرشان ، ره نزند * عرض خود كرده فداى ره دين مىنترسند ز لوم لائم * از نظرشان نرود يوم الدين ليك بسيار كم‌اند اين فرقه * ره بديشان نبرد جُز اهلين ز اهل انكار بسى مىدانند * قدر جمعيت جمعه به يقين ننگ دارند كه تابع باشند * يا كه باشند بر عامه كهين در حق قدوه معايب جويند * تا كه پيرو نشوندش در دين عصمت از قدوه توقع دارند * گرچه دانند خلافش به يقين حسن ظاهر نبود گر كافى * بسته گردد به حقيقت ره دين اين بهانه است مريض النفسند * مرضا دام الى يوم الدين گرچه عذرى به تكلف گويند * حسد و كبر بود باعث اين پيروى را نپسندند به خود * نفس سركش نتواند ديد اين