تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
وين نويسد كتبى در حكمت * خاصه تا بشمردش ز اهليين فرق بهرج نشناسد ز سره * فيصل غث نتواند ز سمين گاه تركى كه نگويد جُز لحن * نگرفته عربيت تلقين جُز به تصنيف فرونارد سر * كند اعجوبه به تازى تدوين نيست راضى كه بخواند فقهى * درس معقول نخواهد تلقين هر كه ده درس ز علمى آموخت * اهل تصنيف شد و ذو تدوين از مقالات پريشان خودش * بهم آورد سخنهاى هجين يا سخنهاى اكابر را برد * كرد بعضى رد و بعضى تحسين حرقه خويش در آن ميزان ساخت * شدش آن اصل عقايد در دين هرچه در خامه‌اش آمد بنوشت * پس بر او بست به جدّ عقد يقين اكثرش تخطئه اهل خرد * كه به عقل و به عيان بوده متين از اساطين علوم و كبراء * علما و حكما رهبر دين راه پيموده و ره بنموده * عظم الله اجور الهادين نيست بر ما بجز از فهميدن * آنچه را يافته ز ايشان تدوين گر بفهميم ز هى دانا ما * ورنه باشيم ز انصاف غمين اين مخطّى زبُله پندارد * كه فزونست از ايشان در دين بگذرد گر ز تصانيف اولى است * استفاده بودش بهتر ازين آنكه ز ايشان خرد آن دانش و فضل * دين ز دنيا نشناسد مسكين علم از جهل نداند نادان * نكند فرق سبك از سنگين اين بود باعث ويرانى دهر * زين خراب است همه روى زمين طالب علم چو خردى طى كرد * منسلخ گشت بكلّى از دين ديده‌اش حُبّ رياست دربست * جبروت و حسدش زد ره دين