تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
چه شفا و چه اشارات و نجات ؟ * هرج‌ومرج است رسوم ره دين آنكه استاد بود هيچ مدان * و آنكه شاگرد بود ، هيچ مبين هيچ يك را نبود ، قصد صحيح * نيّت خير ، نه آن را و نه اين بهر دنيا به تعلّم ، كوشند * جاه و زر ، مقصدشانست نه دين خويش را عام نمايد از خاصّ * تا به مجلس بود و صدرنشين فقه ناخوانده فقيهش نام است * هيچ ناخوانده بود قاضى دين از لغت هيچ مدان درس حديث * گويد و معنى قرآن مبين از معانى نشنيدست و بيان * مىكند آيت قرآن تبيين نحو ناخوانده محدّث شده آن * صرف ناديده مفسّر شده اين خُفيه شرح دگرى پيش نهاد * تا كه بر درس بود شرح ، معين هرچه فهميد به خود نسبت داد * مىكند آنچه نفهمد تهجين پس به شارح كند آن را نسبت * تا بگويند كه افضل بود اين گرش آن شرح نباشد كافى * شرح وافى به كف آرد مسكين اين خيانت چو كند با استاد * نشود تا به ابد خير قرين نيست هر طالب علمى اهلش * اهل هر كار شناسد اهلين اكثر جزوكشان مىباشند * بهر اوقاف مدارس ساعين نتوان يافت در ايشان يك كس * اهل آبادى دنيا يا دين حرفه‌اى ليك توانند آموخت * « تا كه در شدت نباشد نه رهين » « 1 » تنبليشان نگذارد كه كنند * كار شايسته دنيا با دين هيچ استاد نگويد به يكى * كه برو هيمه بكش يا سرگين هركسى را ز براى كارى * آوريدند و به آنست قمين
هامش
( 1 ) - عينا بازنويسى شد و مصراع مغشوش .