تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
عُمدهء شرع اگر فوت شود * يك سر موى نگردند حزين عامه خود هيچ نفهمند ادب * نبودشان خبر از شرع مبين خاصه دانند كه حادث نه نكوست * ادب شرع متين است و رزين نتوانند كه تبديل كنند * اين ازو ترسد و او ترسد ازين تا كه خو كرده به عادت با آن * صعبش آيد كه كند خو با اين اهل علم اكثر ازين طايفه‌اند * ادب شرع ندارند آئين چند بيتى بشنو ز ايشان نيز * تا بدانى كه ز چه گشتند چنين مبتدى چون به تعلّم آيد * خود كند درس كتابى تعيين هيچ استاد نگويد با او * كه نباشد ره شاگردى اين ز آنكه تكميل نخواهد او را * بهر ورزش كند او را تلقين يا شود تا به فضيلت مشهور * يا ز اوقاف كنندش تعين او خودش نيست درين علم استاد * تا بداند به چه درسى است قمين « 1 » آن يكى درس شفا مىگويد * يا اشارات كند او تلقين از شفا عافيت خويش نديد * وز اشارات نشد خود ره بين چه ازو كسب كند تلميذى * كه نه شايسته آن است و نه اين گيرد او درس اشارات و شفا * دو نفهميده به عمياء تلقين چه بفهمد ز شفا ، بيچاره ؟ * يا اشارات ، چه فهمد مسكين ؟ از اشارات به حق ، فهم شود * گر شفا يابد ازين رنج دفين گم شدش روز اشارات و شفا * مرض افزود و دوا شد غِسلين از اشارات و شفا راه نجات * نتوان يافت ، ولى هست معين آن ذكّى را كه بود قابل آن * يا شود حل كه شد ، آن را به يقين
هامش
( 1 ) - قمين - ارتقاء ، سزاوار