تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
كند اين را به خلافى ، آن عيب * كه نه عيب است و نه هست آن در دين كند او را به خصالى ، آن مدح * نه در او هست و نه دارد تحسين آن يكى از نسبش مىلافد * از هُنر نيست ورا غير همين پسر از دست پدر ، خونين دل * پدر از ناخلف خود غمگين حاليا در غم و اندوه ، همه * تا چه پيش آيدشان ، روز پسين از جهان امن و امانت برخاست « 1 » * نه امان ماند به عالم ، نه امين كذب بگرفت همه دور زمان * صدق ، معدوم شد از روى زمين وعده‌اى را كه بود عازم خلف * مؤمنى را به وفا ، كرده رهين خويش را دوست نمايد در رو * در عقب دشمن جان ، بئس قرين گويدش كار ترا بنده كند * حين گفتن نبود در دلش اين روبرو دست بدارد به دعا * در خفا مىكند از دل نفرين از بُرون نيست بجز رسم نفاق * در درون نيست مگر ريشهء كين زىّ خود كرده ضلال اكثر * جمله را گشته ، تشبّه آئين « در بر ترك لباس صلحاء » « 2 » * « در پوتات لباس چندين » زيركانند همه در دنيا * ابلهانند چو پيش آيد دين آنكه فهميده گمانش دارى * از ضلالت بودش جا سجّين ور نفهميدهء مغرور مپرس * كه چه در دل گذراند مسكين همه محتاج هم از بىخردى * ز آنكه در قيد فضولند رهين به اذاى ادب شرع و سُنن * بدعتى چند نهادند آئين يك سر موى اگر كج كردد * نگذرد نى ز كهين و ز مهين بگشايند زبان در طعنش * پوستينش بدرند از تهجين
هامش
( 1 ) - ن . علامه : برخواست . ( 2 ) - بيت ناخواناست .