تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
خادمى چون نگه تواند داشت * سفره يا بهر ميهمان آراست چون كند ميهمانى ز ايشان * ميهمانش بوند درويشان آنكه اصلاح مال نتواند * مال او را برند و او داند نتواند گرفت آن را پس * جز به امداد حاكمان و عسس بگذرد او ز مال دانسته * نكند شرح حال دانسته ز آنكه داند كه عصر گرگانست * نه ره گوسفند و ميزان است شرح اين را بخوان تو در وافى * يا بجويش ز روضهء كافى از اعاجيب روزگار توان * يافت كامد زمانهء گرگان حجّتى گر بيايدت بيضا * بنگر در امانت امنا گر امينى وكيل خرج كنى * يا كه در خادمانش درج كنى دزديش را بيا تماشا كن * كلّما شئت را كما شاء كن ده خروسى و جل حساب كند * باز تكرار در كتاب كند و آنكه در بيع حاصلت كوشد * نيم آنت دهد كه بفروشد و آنكه مالت نگاه مىدارد * خويشتن را شريك پندارد هر كه ظالم نيست و مظلومست * از زن و خادم اينت معلوم است شكر مىكن كه نيستى ظالم * ظلم را بگذران و شو حالم چون جواب سؤال شد معلوم * شد بران هم زياده زان مفهوم بس كند فيض از كلام و حديث * حق نگه‌داردش ز خبث خبيث گفته شد حرفهاى بد مفهوم * حمل بر خسّتى شود موهوم آنكه را در سريرتش عيبى است * در دلش از پاك‌طينتان ريبى است و آنكه پاك است طينتش از عيب * در دل از عيبناك نبود ريب سخن ضيف يافت چون انجام * ختم شد و السلام و الاكرام