تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
سخن پوچ و حرف بيهوده * خاطر از ذكر و فكر آسوده گاه ، اكل است و شرب و گاهى خواب * گه تصرف در آتش و در آب دم‌به‌دم قهوه بايد و قليون * لحظه‌لحظه مغيّر و افيون يطعمون الطّعام ، طعم اثيم * يشربون الشراب ، شرب الهيم شد خواطر غريق در شهوات * چه بفهمند از حديث و روات ؟ كى درين حال رو دهد صحبت * در خواطر كجاست جمعيت همه در فكر خدمت شكمند * يا كه در ذكر خدمت شكمند كى خدا را توان به ياد آورد * كى غم روز حشر بتوان خورد چشمشان اشك را كجا شايد * يا ز لبشان حديث حق آيد گر كسى حرفى از خدا گويد * عقل كل بر ملالشان مؤيد حرفشان نيست جز پراگنده * مجلس از دود شيشه آكنده مجملا آنكه تن‌پرستانند * از شراب غرور مستانند تن‌پرستيست عادت ايشان * حب شهوت سعادت ايشان هرچه عادت شود بكردن آن * قبح آن گشته از نظر پنهان اف برين اجتماع و مهمانى * تف برين انتفاع جسمانى زين سبب ميهمان نمىباشم * مترفان هم نمىخورند آشم خشك مغزم دماغ دودم نيست * حوصلهء كثرت ورودم نيست ميهمان منند درويشان * اهل ايمان و دين و دل‌ريشان ضيف هركس نظير او بايد * شبه هركس عشير او شايد من كه اصلاح جان بود كارم * تاب تن‌پروران چه‌سان آرم آنكه چندين نفر به پا دارد * روبرو بهر عيش وادارد وقت سفره همه نظر دارند * ايستاده كه لقمه بشمارند