تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
تا بروبد دل مرا ز غبار * تا بدارد تن مرا بر كار تا ستاند مرا ز من نفسى * تا كه از نور او برم قبسى خدمتش را بجان مريد شوم * از دم صحبتش سعيد شوم تا اعانت كند مرا در دين * بس كنم تا ازين انين و حنين

مثنوى « شروط الضيافة و موانعها » منقول از نسخهء حجة الاسلام رضوان مآب علّامه فيضى

مىكنم حمد ايزد متعال * كه نمودم ره جواب و سؤال گفت يارى ، بگو ، اگر دانى * لم و كيف و شروط مهمانى آنچه زو آمده است در اخبار * يا بيان كرده‌اند ، در آثار گفتمش ضيف بر دو قسم بود * آشنائى است يا غريب بلد آشنا دوستى كه مدعوّ است * آن غريب آنكه غير مرجوّ است ناگهان آيد و شود نازل * بسته بر ميزبان و خلقش دل لم دعوت مزيد انس بُود * تا محبّت بدان زياد شود يا كه حرف از خداى گفته شود * دُر دلها به ذكر سُفته شود يا حديث لطيف پيغمبر * سخن اهل بيت آن سرور لم ثانى رعايت ياريست * يا كه محتاج را مددكاريست آنكه باعث بر آن مؤانست است * شرط آن اولا مجانست است جنس بايد بجنس بنشيند * تا كه از صحبتش ثمر چيند جنس با غير جنس يار شود * هر يكى بر قرينش بار شود