كيف ترم تكلف است در آن * و ز تكلّف گذشتن مهمان
بايد اوّل فزونى در مال * تا نباشد گران بر اهل و عيال
نكند قرض ، بهر مهمانى * دهدش دست آن بهآسانى
ميزبان هرچه دارد آرد آن * ميهمان خوش شود دلش به همان
به مكان و فراش و سفره و زاد * هرچه باشد شود روانش شاد
يكدگر را تعب نفرمايند * ره بيگانگى نپيمايند
هريك آيد برون ز خوف و اميد * تا به مجلس تواند آراميد
نپسندد خدا تكلّف را * نه رسول خدا تعسّف را
چون ز كلفت گذشتى آسانست * الفت و دوستى فراوانست
دعوت كردن كسى از حضرت امير عليه السّلام
كرد دعوت امير را يك مرد * به دو شرطش على اجابت كرد
اولا چيزى از برون نارد * ثانيا آرد آنچه را دارد
كرد آن مرد آن دو شرط قبول * رفت تا خانهاش وصىّ رسول
ور شروطست دعوت فقرا * اغنيا را چو آورد بسرا
ميهمان بىاجازه نتواند * كه پسر را رفيق گرداند
ور شروطست ضيف را اكرام * خود نمودن به خدمتش اقدام
خدمتش را غنيمتى شمرد * ره تعظيم و حرمتش سپرد
شرط ديگر شتاب در احضار * تا نباشد كلالى از انظار
ميهمانى كه خود شود نازل * بنهد بر هر آنچه باشد دل
هرچه آرند واجبست قبول * فرض شد در نزول ترك فضول
ور حديث آمده رضا بدهد * آنچه را نزد واردان بنهد