تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
آتش شهوتت شود خاموش * ديگهاى غضب فتد از جوش شمعى از نور جان برافروزى * ماتم خويش گيرى و سوزى اى برادر ره فضول مرو * جز ره راست خمول مرو خانه بنشين و در قناعت كوش * روى در حق كن و به طاعت كوش من كه خواهم به خانه بنشينم * نكند اشتهار تمكينم تو كه خود اختيار خوددارى * جهد كن توشه‌اى بدست آرى زين شكم‌خوارگان كنارى گير * ز اهل ايمان و عقل يارى گير عالمى را اگر بدست آرى * صحبتش را ز دست نگذارى بگذر از رسم احمقان ديار * تا كه حاجت نباشدت بسيار آنكه عيش ترا شمارد كم * تا توانى ز قرب او كن رم آنكه طور ترا شمرد حقير * بئس مولاى تست و بئس عشير آنكه اندوخت سيم و زر شب و روز * وارثش گفت من خورم تو بسوز نيست آسايش خور و خوابش * خالى است از حضور محرابش بهر آسايشست آن طلبش * غافل است از فزودن تعبش غرق شد در مشقّت معلوم * بهر دفع مشقّت موهوم اى خدا رحم كن بر آن بنده * تا نگردد ز خويش شرمنده تا كند اكتفا به رزق كفاف * از كدورت شود معاشش صاف فيض بس كن ز پند بيهوده * تا شوند اهل سمع آسوده چون مرا از منست حزن و ملال * شكوهء من ز غير نيست حلال چشم دارم مرا حلال كند * آنكه از شكوه‌ام ملال كند بيشتر شكوه‌ام ز خويش بود * دلم از جور خويش ريش بود حق تعالى مگر دهد توفيق * كه دچارم شود رفيق شفيق