تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
راست گفت او كه رسم ديوانست * ديو در فرس نام شيطانست چون ز اسلام و دين بريد اميد * رسم ديوان گرفت و آراميد كه به او كى كجا تواند گفت * كس ز ظلم تو مىنيارد خفت واى بر ظالمان به روز جزا * مالك نار گويد اينت سزا نه شرابست و نان كه مىنوشى * نه حريرست و زر كه مىپوشى آن طعام و شراب غسلين است * خون ريش دل مساكين است آن زر و آن حرير قطرانست * دست‌باف يتيم بىنانست هر گناهى كه با خدا باشد * صاحبش عفو را سزا باشد وانكه با خلق مىكنى ز ستم * هست موقوف عفو خصمت هم كى كند عفو آن به روز جزا * هست مُحتاج ذره‌اى آنجا ظالم ار خير كرده باشد ازو * منتقل مىشود به دشمن او حسناتش گرفت چون مرخصم * كندش بار عدل حق بر خصم هر گناهى كه كرده آن مظلوم * همه بر ظالم آورند هجوم كند آن را به دوش ظالم بار * بايدش ز آنكه حاصل او زار پس خلاصى نيابد از هر غم * تا بيابد جزاى عدل ستم واى بر آنكه ظلم او شد عام * بر سر او چه آورند خصام گويد آن يك كه مال من خوردى * ديگرى آنكه عرض من بردى ديگرى گويدش كه تو روزى * كرديم هرزه سبّ دلسوزى ديگرى گويد اى سعيد ابد * نوكرت تازيانه بر من زد از تو خواهم تلافى آن كرد * آلتى بود در كفت اى مرد ظالم آن روز واى واى كند * تا به قعر جحيم جاى كند در حقوق كسان شفاعت نيست * از شفاعت در آن بضاعت نيست