زين سبب شد جهان به چشمم تنگ * زين سبب ز اختلاط دارم ننگ
پيش ازينم گريزگاهى بود * از كسان قمصرم پناهى بود
قمصر از شهر حاليا بترست * معبر خلق و مورد خطرست « 1 »
در ميان خلايق افتادم * از نظرگاه خالق افتادم
انتفاعى ز من ميّسر نيست * حظّىام از سماع و مبصر نيست « 2 »
كتبم نفع بيشتر دارد * خواندنش ذكر و فكر مىآرد
در اصول و فروع شرع شريف * كردهام تا بقرب صد تصنيف
نثر و منظوم و فارسى عربى * كردهام در افاده بوالعجبى
از كتاب و حديث كردم جمع * در ره آخرت نهادم شمع
طالبان را زده صلائى عام * بهره گيرند از آن خواص و عوام
خاص را تحفهاى ز مغز سخن * عام را بهرهاى ز نغز سخن
بايد آن را بدست عقل سپرد * نفعها زان به روزگاران برد
از من اين قدر بهره بس باشد * اثر كس بجاى كس باشد
ليكن اكثر نه اهل اصلاحند * در ظُلَم دشمنان مصباحند
من چهسان شمع وعظ افروزم * پيش كوران چراغ جانسوزم
من كه اصلاح خويش نتوانم * چون كسان را به راه حق رانم
من كه اصلاح جان بود كارم * تاب تنپروران كجا آرم
آنكه چندين نفر به پا دارد * روبرو بهر عيش وادارد
متصل در دهانش محكم نى * طالب كيف و قهوه پىدرپى
دمبهدم با كسى خطاب كند * يا به خدمتكنان عتاب كند
هامش
( 1 ) - اشاره به خلوت قمصر است كه براى فرار از مزاحمان بوده نه گردش و تفريح .
( 2 ) - اشاره به هشتاد سالگى اوست كه ظاهرا سخت دچار ضعف جسمى بهويژه بينائى بودهاند .