تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
لذّت جسم پا كشيد از تن * طيباتش طمع بريد از تن هم طواحن « 1 » ز آسيائى ماند * هم ضواحك « 2 » ز خودنمائى ماند قوت پا فتاد از رفتار * يارى دست نيز ماند از كار عافيت از مزاج دست كشيد * هر مرض در تن آمد آراميد پاى تا سر همه عليل شدم * خيل امراض را ذليل شدم عشر هشتم ز عمر شد آخر * بر جبين آنچه بود شد ظاهر زين‌پسم هست ارادهء مردن * مردن اختيار و جان بردن به خوشى بگذرم ز خواهش خويش * پيش از آنى كه مرگ آيد پيش مىنوشم حديث موتوا را * بگروم قبل ان تموتوا را وقت خود را معاف مىخواهم * دردى عمر صاف مىخواهم كى كجا مىتوانم آراميد * شهرتم بست راه هر اميد هر زمان واردى هجوم كند * تا مرا بندهء رسوم كند خويش را ساعتى ببايد ساخت * خاطرش را منافقانه نواخت عذر تقصير خويش مىخواهد * كه ز جان و دلم نمىكاهد از من اى كاش بهره‌اى ببرند * از ره انتفاع بىخبرند يا خبر هستشان و پروانى * جُز دو و سه نفر ، دگرها ، نى آن دو و سه رفيق آخرتند * بهر عصيان « مهجه ؟ » مغفرتند ديگران روزگار ضايع كن * روز و شب خدمت طبايع كن بس جهالت گرفته مردم را * نشناسد كسى ز سر دم را نه سخن در كسى اثر دارد * نه كس از نقص خود خبر دارد همه از عيب خويش بىخبرند * در بد غير صاحب‌نظرند
هامش
( 1 - 2 ) ) - طواحن : دندانهاى آسيا و ضواحك : ثنايا و انياب .