خستهاى را به غمزهاى درياب * بىدلالت نمىتوانم زيست « 1 »
عيد بنما ز گوشهء ابرو * بىهلالت نمىتوانم زيست « 2 »
غم عشقش كمال تست اى فيض * بىكمالت نمىتوانم زيست
( 184 ) جمال « 3 »
سبزهء خط تو ديدن چه خوشست * در بهار تو چريدن چه خوشست
در جمالت نگريستن چه نكوست * گل ز گلزار تو چيدن چه خوشست
از دهان تو گرفتن كامى * شكر از تنگ كشيدن چه خوشست
جاى در سايهء زلفت كردن « 4 » * موبهموى تو رسيدن چو خوشست
در تمناى وصالت تا حشر * تلخى مرگ مزيدن « 5 » چه خوشست
گلهء « 6 » دوست شمردن بر دوست * زان دهان عذر شنيدن چه خوشست
در مجاز تو حقيقت گفتن * پرده در پرده دريدن چه خوشست
شكر از مصر معانى به جهان « 7 » افكندى * زنى خامه كشيدن چه خوشست
فيض شورى به جهان افكندى * سخنان تو شنيدن چه خوشست
( 185 ) جمال « 8 »
سوى تو بىتاب دويدن خوشست * برقع از آن روى كشيدن خوشست
مى ز دهان تو كشيدن نكوست * جان ز لبان تو مكيدن خوشست
در هوس بوسهء لعل لبت * جان به لب كام رسيدن خوشست
گوشهء ابروى تو آن ماه نو * بر رخ خورشيد تو ديدن خوشست
هامش
( 1 ) چ پ ، چ ش : فاقد بيت .
( 2 ) چ پ ، چ ش : فاقد بيت .
( 3 ) - عنوان از اصلى .
( 4 ) - چ پ ، چ ش : كردى .
( 5 ) - چ پ ، چ ش : چشيدن .
( 6 ) - چ ش : كله .
( 7 ) چ پ ، چ ش : معانى بيان .
( 8 ) عنوان از اصلى و بىتفاوت در تمام نسخهها .