نيست به از باغ رخت روضهاى * سيب زنخدان تو چيدن خوشست
فيض ز ميخانهء لعل لبش * ساغر سرشار كشيدن خوشست
قصّه شيرين لبش دم به دم * از نى كلك تو شنيدن خوشست
( 186 ) جمال « 1 »
من و هزار گدا همچو من به نزد تو هيچست * گدا چه پادشهان ز من به نزد تو هيچست
كجا رسند به حسن تو دلبران ختايى * بتان چين و ختا « 2 » و ختن به نزد تو هيچست
نديده روى تو ورنه به بت كجا نگريستى * نكوترين بتى از برهمن به نزد تو هيچست
بهار عارض تو برد آب روى بهاران * بهار و گلشن و طرف چمن به نزد تو هيچست
به بوى زلف تو كى مىرسد نسيم تتارى « 3 » * عبير و عنبر و مشك ختن به نزد تو هيچست
بنفشه چيست و سمن كيست پيش زلف و رخ تو * بنفشه و سمن و نسترن به نزد تو هيچست
نبات و قند بدان لب كجا رسد به حلاوت * نبات و قند و شكر من به من به نزد تو هيچست
كجا لطافت دندان تست عقد گهر را * صفاى گوهر دُرّ عدن به نزد تو هيچست
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى .
( 2 ) - چ پ ، چ ش ، عق : خطا .
( 3 ) - چ پ ، چ ش : بهارى .