تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 602

مساهمون:

ص٦٠٢

( 168 ) عشق « 1 »

جنونى در سرم مأوا گرفتست * تنم را سر بسر سودا گرفتست
خرد گر اين بود كاين عاقلان راست * خوش آن سركش جنون مأوا گرفتست
ندارد چشم مجنون كس و گرنه * دو عالم را رخ ليلا گرفتست
به چشم خلق چون طفلان نمايند * كه بازيشان ز سر تا پا گرفتست
ز پند غافلان چرخ كهن را * ز بس فرياد كرد آوا گرفتست « 2 »
مسلمانان ره عقبى كدامست * دلم از وحشت دنيا گرفتست
به حمد اللّه كه محتاج كسى نيست * شه دل ملك استغنا گرفتست « 3 »
به پاى جان ز غفلت هست بندى * و گرنه ره سوى عقبى گرفتست
مشو اى فيض با بيگانه همراز * چو وابينى تو را از ما گرفتست

( 169 ) جمال « 4 »

كس نيست كز غم تو دلش پاره پاره نيست * ليكن چه چاره كز غم عشق تو چاره نيست
تا كى جفا كنى صنما از خدا بترس * آخر دلست جاى غمت سنگه‌خاره نيست
هر دم هزار چاره كنى در جفاى ما * ما را ولى ز دست جفاى تو چاره نيست
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى و بىتفاوت در همهء نسخه‌ها . ( 2 ) اين دو بيت در نسخهء اصلى در متن آمده امّا روى آن خط كشيده شده و از نسخهء عقيل الدين اضافه شد . ( 3 ) اين دو بيت در نسخهء اصلى در متن آمده امّا روى آن خط كشيده شده و از نسخهء عقيل الدين اضافه شد . ( 4 ) - عنوان از اصلى .