قدم رنجه فرما بيا بر سرم * به قربان پايت به گرد سرت
و گرنه بده رخصتى بنده را * كه سر پاى سازم بيايم برت
تو آيى دل و جان نثارت كنم * من آيم شوم خاك ره بر درت
نيم گرچه شايستهء صحبتت * ولى هستم از جان و دل چاكرت
جر اين آرزو نيست در دل مرا * كه پيوسته باشد سرم بر درت
چو فيض از غم عشق گردم غبار * مگر بادم آرد به بوم و برت
( 162 ) جمال « 1 »
من كجا جان برم ز دست غمت * وه كه با من چه مىكند ستمت
به غمت جان دهم كه در محشر * باشم از خيل كشتگان غمت
چون شوم خاك در ره تو فتم * تا قيامت سر من و قدمت
غمزهات گه ستم كند بر من * داد من گاه « 2 » خواهد از ستمت
ستمت هر چه مىكند كرمست * لا اوحش اللّه « 3 » چها كند كرمت
ستمى دم بدم كرامت كن * اى كرمها خجل بر كرمت
سخن عشق چون نويسى فيض * لوح سوزد ز آتش قلمت
( 163 ) جمال « 4 »
كعبهء وصل تو پناه منست * طاق ابروت قبلهگاه منست
چشم فتّان مست خونريزت * خود ز بيداد خود پناه منست
خود ره لشكر غمت دادم * غارت خانومان گناه منست
به نگاهى اگر خراب شدم * چشم مست تو عذرخواه منست
شد دلم خون ز روى گلگونت * اشك خونين من گواه منست
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى .
( 2 ) - چ پ : من آه خواهد .
( 3 ) - چ ش : حاش للّه .
( 4 ) - عنوان از اصلى .