غلط كه طوطى جان در هواى قند لب تو * قفس شكست و پريدن گرفت گرد عذارت
نه بحر حسن « 1 » به ساحل فكند عنبر سارا * مريض دل چو طپيدن گرفت گرد عذارت
غلط كه عكس در آئينهء جمال تو افتاد * ز لاله چون نگريدن گرفت گرد عذارت
نه در هواى رخت بود ذرهسان همه دلها * بسوخت چونكه رسيدن گرفت گرد عذارت
غلط كه آن مژههاى سياه سايه فكن شد * چو سايه عكس فتيدن گرفت گرد عذارت
غلط كه حسن نقابى به روى خويشتن افكند * ز شرم ديده چو ديدن گرفت گرد عذارت
نه تركتاز ملوكانه كرد نرگس مستت * سپاه آه خزيدن « 2 » گرفت گرد عذارت
غلط نداشت دل سوخته چو تاب فراقت * ز سينه جست و تنيدن گرفت گرد عذارت
نه باغ « 3 » روى تو را آب داد فيض ز ديده * چنان كه سبزه دميدن گرفت گرد عذارت
( 161 ) جمال « 4 »
اگر راه يابم به بوم و برت * سراپا قدم گردم آيم برت
به كويت نيابم اگر رخصتى * به بويت كنم عيش در كشورت
ندارم شكيب از تو اى جان من * تو آيى برم يا من آيم برت
هامش
( 1 ) - چ ش : بحر خس .
( 2 ) - چ ش : خريدن .
( 3 ) - چ ش : به باغ .
( 4 ) - عنوان از اصلى و در همهء نسخهها بىتفاوت .