تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 595

مساهمون:

ص٥٩٥
اين جهان جاى اقامت نيست جاى عبرتست * زينتش را دل نبايد بست بايد ديد و رفت
فيض آمد تا ز وصل دوست يابد كام جان * يك نظر ناديده رويش جان و دل بخشيد و رفت

( 156 ) عشق « 1 »

ز مستان خراباتيم پند است « 2 » * كه هر كو عشق بازد هوشمندست
خوشا آن دل كه در زلفى اسير است * به زنجير جنون عشق بندست
فروناريم سر جز بر در دوست * فقيران را سر همّت بلندست
همه عالم طلبكارند او را * اگر مؤمن وگر زنّار بندست
مرا ز اسباب عيش اين جهانى * دل پردرد عشق او پسندست
نخواهم از كمند او رهائى * كه جان را رشتهء عمر اين كمندست
همين دانم كه تاريكست روزم * نمىدانم شمار عمر چندست
مدامم چشم بر لطف نهانيست « 3 » * ز عيش جاودان اينم پسندست « 4 »
مزن از عشق دم بىعشق اى فيض * چو معنى نيست دعوى ناپسندست

( 157 ) جمال « 5 »

نه زلفست آن كه دلها را كمندست * هزاران دل به هر موييش بندست
نه اندامست و قد سرويست آزاد * نه گفتارست لب قندست قندست
نه چشمست آن كه بيماريست يا مست * نه ابرو آن كمانى يا كمندست
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى . ( 2 ) - اصلى : بلند است ؟ مسامحهء كاتب . ( 3 ) - عق :مدامم چشم بر رخسار ساقى است * ز مستان خراباتيم پند است( 4 ) - چ ش : اين هم پندست . ( 5 ) - عنوان از اصلى .