تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
آن كس كه ز شهر ماست داند * كاين گوهر قيمتى كجائيست
ما را نتوان خريد ارزان * درّ صدف بلا ، بهائيست
اين گوهر شب چراغ درويش * از مخزن خاص كبريائيست
بر ما دو جهان برند حسرت * اين عشق عنايت خدائيست
گر پادشهى كنيم شايد * ما را بر او ره گدائيست
اين فيض كه حق به فيض بخشيد * بر جان شكسته موميائيست
مستى ز مى الست داريم * اين بيخودى از مى خدائيست
از بادهء ما بگو بنوشد * آن را كه سر ز خود رهائيست « 1 »

( 118 ) حق اشارت بعلو مرتبهء عشّاق حقيقى « 2 »

ما را كه نواى بينوائيست * مستى ز شراب كبريائيست
تا حشر به خويشتن نيائيم * هشياريها ز حق جدائيست
ساقى قدحى بده كه مستى * بهتر ز عبادت ريائيست
ما معتكفيم در خرابات * ما را چه مجال پارسائيست
از ما طمع صلاح خاميست * مستيست چه جاى خودنمائيست
بيگانه مباش زاهد از ما * ما را با دوست آشنائيست
اى فيض ازين صريح‌تر گوى * ما را از دوست كى جدائيست ؟ « 3 »

( 119 )

هر چه تو مىكنى همه خوبست * هر چه محبوب كرد محبوبست
هامش
( 1 ) - اين دو بيت در « چ پ ، چ ش » نيست و در نسخهء عقيل الدّين جزء غزل بعد از اين غزل آمده . ( 2 ) - عنوان از اصلى . ( 3 ) - اى غزل در تمام نسخ آمده امّا در « عق » دو بيت غزل بيش ازين اضافه دارد .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 566 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى