تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
گهر اشك ندامت به قيامت ريزد * هر كه در فكر شكست گهر مردانست
فيض اگر آب حيات در گهر نظم چكاند * همه زان روست كه او خاك در مردانست

( 113 ) حق اشارت به وحدت مطلوب با كثرت محبوب « 1 »

بهر گلى اگرم ناله و نوائى هست * به جان تو اگرم جز تو مدعائى هست
مگو مگو ز كجا آمدى كجا رفتى * ببين ببين كه بجز سايهء تو جائى هست ؟
مگو مگو به جهان آشنا كه را دارى * ببين ببين به جهان جز تو آشنائى هست ؟
مرا به غير هواى تو و رضايت تو « 2 » * هواى ديگر اگر هست و مدعائى هست ؟
هوا بسر نرسانم به مدّعا نرسم * چه مدّعا چه هوا جز تو روى رائى هست ؟
به خاك درگه تو گر روم به جاى دگر * كجا روم به جز اين آستانه جائى هست ؟
مقابل گل رويت نشينم و نالم * چو عندليب كه در گلشن نوائى هست
وصال دوست چو خواهى بساز با غم دوست * چو گنج باشد ناچار اژدهايى هست
اگر جهان همه بيگانه شد ز فيض چه باك * چو التفات نهان تو آشنائى هست

( 114 ) جمال در صبر بر بلاى محبوب « 3 »

بيابيا كه مرا با تو ماجرائى هست * مرو مرو كه ترا نيز مدعائى هست
بيابيا كه هنوزم نفس در آمدنست * بيار بر سر من گر ، دگر بلائى هست
بكش بكش كه نهم خنجر ترا گردن * كشم كشم دگرت نيز اگر جفائى هست
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى . ( 2 ) - چ پ ، چ ش ، عق : تو و رضاى تو . ( 3 ) - عنوان از اصلى .