ز توبه دم نتوان زد مدام زان « 1 » لب لعل * به هر كجا كه نشينم « 2 » شراب در پيشست « 3 »
مرا كه سينه كبابست و لعل يار شراب * ز خوان حق نعم بىحساب در پيشست
اصول دين چه كنم يا فروع آن چو مرا « 4 » * ز خط و خال بتان صد كتاب در پيشست
اگر نه دل بسر زلف او گرفت قرار * چرا هميشه مرا اضطراب در پيشست
ز عشق مستم و ناصح فتاده در پى من * بلاست در پس و حال خراب در پيشست
به هر بتى كه ببينم سبك ز جاى روم * گر آن به روز برم انقلاب در پيشست ؟
كجا روم كه به دورم محيط گشت سرشك * به هر كجا كه كنم روى آب در پيشست
گذشتى ار چه ز تقوى و علم و زهد و ادب * هنوز فيض تو را صد حجاب در پيشست
( 111 ) عشق « 5 » در ثبات قدم و شادمانى نعم
دل به وفاى تو نهادن خوش است * جان به تمناى تو دادن خوش است
هامش
( 1 ) - عق : از آن .
( 2 ) - چ پ ، چ ش : نشستم .
( 3 ) - چ پ : بيت را ندارد .
( 4 ) - چ پ : بيت را ندارد ، با فروع ، چ ش : با فروع آن چه مرا .
( 5 ) - عنوان از اصلى .