تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
هم اوست آينه هم شاهدست و هم مشهود * به زير زلف و خط و خال پرده‌دار خودست
هم اوست عاشق و معشوق و طالب و مطلوب * به راه خويش نشسته در انتظار خودست
براى خود بود و عندليب گلشن خود * هواى كس نكند سبزه و بهار خودست
بكام كس نشود هرگز آنكه خود كامست * به حال غير نپردازد آنكه يار خودست
مگوى فيض سخنها كه كس نمىفهمد * به قدر دانش خود هر كسى به كار خودست
مدام خون جگر مىخورد ز پهلوى خود * چو لاله اين دل سرگشته داغدار خودست

( 107 ) حق اشارت به شاهد غير « 1 »

در سرم فتنه‌اى و سودائيست * در دلم « 2 » شورشى و غوغائيست
هر دم از ترك چشم غمّازى * در دلم غارتى و يغمائيست
پس اين پرده دلربائى هست * دل ز جا رفتن من از جائيست
ساقيى هست زير پردهء غيب * كه بهر گوشه مست و شيدائيست
در درون هست خمر و خمارى * كز برون مستيى و هيهائيست
از تو اى آرزوى دل‌شدگان * در دل هر كسى تمنائيست
عالمى پر ز درّ و گوهر شد * مگر اين طبع فيض دريائيست
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : در سرم و اين بيت ذو بحرين .