تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
عاقلان جويند حق را در برون خويشتن * عاشقان را از درون با دوست راهى ديگرست
مىنمايد جلوه‌اى « 1 » در هر چه دارد هستيئى * ليك او را حسن خوبان « 2 » جلوه‌گاهى ديگرست
آنچه مطلوبست يك چيزست نزد هر كه هست * ليك هر كس را به هر چيزى نگاهى ديگرست
عاشقان را در درون جان ز شوقش ناله‌هاست * هر نفس كايشان زنند آن دود آهى ديگرست
صبر بر هجران آن آرام جان باشد گناه * زنده بودن در فراق او گناهى ديگرست
نيست كس را غير ظلّ حق پناهى در جهان * گرچه جاهل را گمان كو را پناهى ديگرست
گر غنى را از متاع اين جهان عزّست و جاه * بينوا را روز محشر عزّ و جاهى ديگرست
پادشاه صورت ار دارد سپاه بيكران * از ملك درويش آگه را سپاهى ديگرست
فيض را يكسو و يكرويست تا باشد نظر * گرچه هر سويش به هر رو قبله‌گاهى ديگرست

( 103 )

يا رب چمن حُسن تو خرم ز چه آبست * كاندر نظرم هر چه بجز تست سرابست
غير از دل عشاق تو معمور نديديم * گشتيم سراپاى جهان جمله خرابست
هر كس كه چشيد از مى عشق تو نشد پير * مستان غمت را همهء عمر شبابست
در عهد صبا توبه شكستيم به صهبا * ديريست كه سجادهء ما رهن شرابست
رندى كه به مستى گذراند همهء عمر * فارغ ز غم پرسش و اندوه حسابست
هامش
( 1 ) - چ پ ، چ ش : جلوه او . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : او را پيش خوبان .