تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
عشق كهنه صياديست ما چو مرغ نو پرواز * خال مهوشان دانه ، زلف دلبران دامست
جوش بادهء ما را نه خم فلك تنگست * پيش نالهء مستان غلغل ملك « 1 » خامست
هرزه پويد اسكندر در درون تاريكى « 2 » * آب زندگى باده ، چشمهء خضر جامست
چون چشيدى اين باده عيشهاست آماده * جان چو محو جانان شد در بهشتت « 3 » آرامست
پاى بر سر خود نه دوست را در آغوش آر * تا به كعبهء وصلش دورى تو يك گامست
چون ز خويشتن رستى با حبيب پيوستى * ورنه تا ابد مىسوز كار و بار تو خامست
مستى من شيدا نيست كار امروزى * تا الست شد ساقى ، فيض دردىآشامست

( 106 ) حق « 4 » اشارت به معنى الآن كماكان

جمال يار كه پيوسته بىقرار خودست * چه در خفا و چه در جلوه برقرار « 5 » خودست
هميشه واله نقش و نگار خويشتن است * مدام شيفتهء زلف تاب‌دار خودست
هامش
( 1 ) - چ پ ، چ ش : غلغل فلك . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : در ميان تاريكى . ( 3 ) - چ پ : بهشت . ( 4 ) - عنوان از اصلى . ( 5 ) - چ پ ، چ پ : در فرار .