تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
اين دلبرى از تو نيست باللّه * اين فتنه ز ديگريست يارا
آن‌كس كه نگاشتست نقشت * بر صفحهء نيكوئى نگارا
در پردهء حسن تست پنهان * دل مىبرد از بر آشكارا
از خال و خطت كتاب مسطور * داده است بدست ديده ما را
تا در نگريم و باز خوانيم * در روى تو سورة ثنا را
هر جزو تو آيتى ز قرآن * هر شيوه ستايشى خدا را
هر جلوهء تو كند ثنائى * در پرده جناب كبريا را
آئينهء حسن تو نمايد * بىصورت و بىجهت خدا را
از فيض كسى دگر برد دل * تو بىخبرى ز دل نگارا

( 46 )

تو و آرام و پخته‌كاريها * من و خامى و بىقرارىها
پرسشم گر به خاطرت گذرد * دل بيمار و جان‌سپاريها
غير را روزهاى عيش و طرب * من و شبهاى تار و زاريها
مىنگويى چه بر سرش آمد * كو مراعات حق‌گزاريها
پاى تا سر به مهر تو بستم * ياد ايّام رستگاريها
شكوه بگذارم و بنالم زار * تا كند دوست غم‌گساريها
از در عجز و مسكنت آرم * بندگيها و اشك‌باريها
شايد ار رحم در دلش آرد * آه آتشفشان و زاريها
شكوه از بخت و مهر او در دل * چه شد آزرم و شرمساريها
دعوى دوستى و عرض گله * روى سخت و اميدواريها
گفتى اى دل‌فگار زار كه‌اى * زار تو زار تو به زاريها
فيض را نيست غير تو يارى * ياريش كن به حقّ ياريها « 1 »
هامش
( 1 ) - - غزل در عق نيامده و در دو نسخهء مطبوع آمده است .