تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
چون طبع ما جوان شد با پير كى توان بود * گر چلّه را بمانديم معذور دار ما را
فيض از كلام حافظ مىخوان براى تعويذ * دل مىرود ز دستم صاحبدلان خدا را

( 44 ) جمال

وصف تو چو « 1 » مىكنم نگارا * آن وصف بود ثنا خدا را
از بادهء كيست نرگس مست * رويت ز كه دارد اين صفا را
شمشاد ترا كه داد رفتار * كز پاى فكند سروها را
از لطف كه شد تن تو چون گل * وز قهر كه شد دلت چو خارا
چشمان ترا كه فتنه آموخت * كز ما رمقى نماند ما را
در مملكت خرد كه سر داد * آن غمزهء شوخ دلربا را
در چشم خوش تو كيست ساقى * كز ما بىمى ، ربود ما را
بر دانهء خال عنبرينت * آن دام كه گستريد يارا
آب رخت از كدام چشمه است * كز چشم بريخت آب ما را
تير مژه از كمان ابرو * بر دل كه زند بگو خدا را
اين حسن و جمال دل‌فريبت * از بهر كه صيد كرد ما را
از شيوهء يار فيض آموخت * در پرده ثنا كند خدا را

( 45 ) جمال

يارا يارا ترا چه يارا * تا دل بربائى اذكيا « 2 » را
هامش
( 1 ) - - چ پ ، چ ش : تو چه . ( 2 ) - - عق : ازكيا .