هر توشه سزاوار ره خلد نباشد * نيكو بنگر فيض چه بابست « 1 » در اينجا
فردا مگر آنجا كندش لطف تو معمور * آن دل كه ز قهر تو خرابست در اينجا « 2 »
( 29 ) كمال
هشدار كه هر ذره حسابست در اينجا * ديوان حسابست و كتابست در اينجا
حشرست و نشورست و صراطست و قيامت * ميزان و ثوابست و عقابست در اينجا
فردوس برينست يكى را و يكى را * انكال و جهيمست « 3 » و عذابست در اينجا
آن را كه حساب عملش لحظهبهلحظه است * با دوست خطابست و عتابست در اينجا
آن را كه گشودست ز دل چشم بصيرت * بيند چه حساب و چه كتابست در اينجا
بيند همه پاداش عمل تازهبهتازه * با خويش مر آن را كه حسابست در اينجا
با زاهدش ار هست خطابى « 4 » به قيامت * با ماش هم امروز خطابست در اينجا
امروز به پاداش شهيدان محبّت * زانروى برافكنده نقابست در اينجا
زاهد نكشد باده مگر دُردى و آنجا * صوفيست كه او را مى نابست در اينجا
آن را كه قيامت خوش و نزديك نمايد * از گرمى تعجيل دل آبست در اينجا
دورى كه نبيند مگر از دور قيامت * در ديدهء تنگش چو سرابست در اينجا
بيدار نگردد مگر از صور سرافيل * مستغرق غفلت كه به خوابست در اينجا
هشيار كه سنجد عمل خويشتن اى فيض « 5 » * سر سوى حق و پا به ركابست در اينجا
صد شكر دل بادهپرستان « 6 » همه آنجا * معمور بود گرچه خرابست در اينجا
هامش
( 1 ) - عق : بنگر چيست كه بابست .
( 2 ) - عق ، اين بيت تخلّص اضافه دارد :اى فيض شكيبا شو ازو تا فرج آيد * آنجاست محلّش چه شتاب است در اينجا( 3 ) - چ پ : آزار و جهيم است .
( 4 ) - عق : حسابى ، چ ش : خطائى .
( 5 ) - عق : خويش دمادم .
( 6 ) - چ پ ، چ ش : صد شكر كه دلهاى عزيزان .