جمال عالم آرايش اگر پنهان شد از چشمم * حديثش را ز جان گوش و زبانى كردهام پيدا
كلامش بوى حق بخشد مشام اهل معنى را * ز گلزار الهى بوستانى كردهام پيدا
قدم در مهر او خم شد عصاى مهر محكم شد * براى دشمنش تير و كمانى كردهام پيدا
عصا اينجا و عصيان را شفيع آنجاست مهر او * دو عالم گشتهام تا مهربانى كردهام پيدا
به خاك درگه آل نبى پى بردهام چون فيض * براى خود ز جنّت آستانى كردهام پيدا
ازيشان وافى و صافى فقيهان را « 1 » بود كافى * ازين دو بهر عقبى نردبانى كردهام پيدا
( 26 ) عشق
بكوى عشق عيش جاودانى كردهام پيدا * براى خويش نيكو آشيانى كردهام پيدا
مرا از دولت دل شد ميسّر هر چه مىخواهم * درون خويشتن كنج نهانى كردهام پيدا
ز عكس روى او در هر دلى مهرى است تابنده * بكوى دوست از دلها نشانى كردهام پيدا
هامش
( 1 ) - وافى از تأليفات آن بزرگوار و جامع كتب اربعهء حديث و صافى تفسير قرآن معروف اوست توضيحا هر دو كتاب به زبان تازيست وافى شامل 15 جزو يا كتاب و صافى كلا در 2 مجلد بطبع رسيده است توضيحا او ملخّص صافى را اصفى نام نهاده و ملخّص اصفى را مصفّا كه با تفسير تنوير المواهب چهار تأليف او در اين رشته است .