يا عباد اللّه تعالوا اشربوا هذا الرحيق * يا عباد اللّه تعالوا مبتَغاكم عندنا
سوى ما آئيد مخموران صهباى الست * تا برون آريمتان از عهدهء قالوا بلى
دلگشا بزمى ز اسباب طرب آراسته * بهر هر غمديدهء اندوهگين مبتلا « 1 »
باده و نقلست و مطرب ساقيان مهربان * ماهرويان جعدمويان نيكخويان خوشلقا
هر يكى از ديگرى در دلبرى چالاكتر * هر يكى بر ديگرى « 2 » سبقت گرفته در صفا
مىكنند از جان به استقبال اهل دل « 3 » قيام * خُذ مداما يا اخانا خير مقدم مرحبا
هر كه نوشد ساغر مى از كف آن ساقيان * سيّئاتش مىشود طاعات و طاعات ارتقا
هر كه نوشد جرعهاى زان زنده گردد جاودان * هر كه گردد مست از آن يابد بقا اندر فنا
جاهلان گردند دانا مردگان گردند حى * عاقلان گردند مست و عارفان بىمنتها
الصلا اى بادهنوشان مى ازين ساغر كشيد * تا به يك پيمانه بستاند شما را از شما
مى براق عاشقان مستى بود معراجشان * مىبرد ارواحشان را از زمين سوى سما
الصلا اى عاقلان با عشق سودائى كنيد * هر كه نوشد بادهاش گيرد ز مستى سودها « 4 »
هامش
( 1 ) - چ پ : بيت را ندارد .
( 2 ) - جنگ : از ديگرى .
( 3 ) - عق : استقبال دل اهل .
( 4 ) - عق : با مصراع زير آن جابجا شده .