تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١

كمال

تو طلعت جان نديده‌اى معذورى * در عالم حسّ چريده‌اى معذورى
نى از نفحات قدس بوئى بردى * نى زان مىها چشيده‌اى معذورى « 1 »

جمال

از حسن بتان خاكى و بادهء تاك * مستى و طرب كنى درين عالم خاك
چون صاف شود وجودت از آلايش ؟ * تا با تو چها كند در آن عالم پاك « 2 »

حق

گفتى كه ز عشق گلرخان چيست غرض * از نشئه اين باده چه مستى است غرض
مستى ز مى عشق ازل مقصود است * رفتن ز مجازى به حقيقى است غرض « 3 »

جمال

دانى ز چه عشق گلرخان مطلوبست * يا بهر چه ساز و سوزشان مطلوبست
از دوزخ مرهوب و بهشت مرغوب « 4 » * آگاه شدن درين جهان مطلوبست

عشق

از عشق مجاز گويمت چيست غرض * زان چاشنى عشق حقيقتى است غرض
از جلوهء حسن دوست در روى نكو * تعليم طريق عشقبازى است غرض

عشق ( اين رباعى در خواب گفته شد ) « 5 »

افتاد چو دل به زلف يارى در شست * آن عهد كه كرده بود با توبه شكست
ناچار ، ز پا درآورد سالك را * سررشتهء عاشقى چو آمد در دست « 6 »
هامش
( 1 ) در نسخ چاپى نيست . ( 2 ) در نسخ چاپى نيست . ( 3 ) در نسخ چاپى نيست . ( 4 ) - اصلى : مطلوب . ( 5 ) - عنوان از حاشيه عق همچنين بقيهء عناوين . ( 6 ) - چ پ ، ش : فاقد رباعى .