حق « 1 »
اى جان جهان راه به سويت بردم * اى گنج نهان راه به سويت بردم
از خويش نشان بىنشانى دادى * آخر به نشان راه به سويت بردم « 2 »
حق
رفتم از خود نشان به سويت بردم * پنهان پنهان راه به كويت بردم
هر كس كه رسيد از دليلى پرسيد * من راه به سوى تو به بويت بردم « 3 »
بوى تو مرا واله و حيران دارد * خوى تو مرا واله و حيران دارد
پيوسته بسوى « 4 » تو دو چشمم بازست * روى تو مرا واله و حيران دارد « 5 »
عشق تو ز بود من نشانى نگذاشت * حسن « 6 » تو مرا به من زمانى نگذاشت
هرجا نگرم تو در نظر مىآئى * روى تو زمين و آسمانى نگذاشت « 7 »
يادت كردم بود و نبود همه وقت * عشقت آمد زيان و سودم همه وقت
نگذاشت غمت ز جسم و جانم اثرى * از هم پاشيد تار و پودم همه وقت « 8 »
حق
با او بودن نباشدم يارائى * بىاو باشم كشد « 9 » مرا تنهائى
با او بىاو چو هيچيك نتوان بود * آخر به چسان زيم من شيدائى
هامش
( 1 ) - عناوين از « عق » .
( 2 ) - رباعى در نسخ چاپى نيست .
( 3 ) - رباعى فقط از « عق » .
( 4 ) - اصلى و عق متن : بدان سوى ، امّا از حاشيهء عق در متن منظور شد .
( 5 ) - رباعى در نسخ چاپى محذوف .
( 6 ) - اين رباعى در جنگ 1093 آمده و بجاى حسن ( عشق ) .
( 7 ) در نسخ چاپى نيست .
( 8 ) در نسخ چاپى نيست .
( 9 ) اصلى : مرا كشد ضمنا در نسخ چاپى نيست .