جمال
تا كى به تغافل دل من فرسودن * تا چند غمم بر سر غم افزودن
با من تو دمى نمىنشينى هرگز « 1 » * من بىتو دمى نمىتوانم بودن
جمال
گويد چو برش روم ، چه هر دم آئى * ور هم نروم ، چرا برم مىنائى
آيم برت اى يار نيايم چه كنم « 2 » * اى جان دل را چه چاره مىفرمائى
جمال
اى خسته ترا آن سر كو مىسازد * ز آن لب دشنام روبرو مىسازد
لب مىدهدت شفا ز بيمارى چشم * درد او را دواى او مىسازد
جمال
آن شوخ چو عزم سير صحرا مىكرد * در هر قدمى بهر دلى جا مىكرد
هر خنده كز آن لعل شكرخا مىكرد « 3 » * گوئى گرهى از دل ما وا مىكرد
جمال
دوش آمدم آن نگار دلبر سرمست * چون ديد كه خلوت است جا در را بست
لب بر لب من نهاد و بىخود مىگفت « 4 » * همرنگ خودش كنم من مستم مست
جمال « 5 »
آمد به سرم سحرگهى مست و خراب * در دست گرفته ساغرى از مى ناب
گفتا كه بيا بنوش اين جام شراب * مستى شراب بهتر از مستى خواب « 6 »
هامش
( 1 ) - در چ پ ، چ ش : محذوف .
( 2 ) در چ پ ، چ ش : محذوف .
( 3 ) در چ پ ، چ ش : محذوف .
( 4 ) - فقط از « عق » نقل شده .
( 5 ) - عناوين تماما از ( عق ) اضافه شد .
( 6 ) - اين رباعى در نسخ چاپى نيست .