تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
ولى تقيدها چشم دلت را بسته مىدارد * صور را نور معنى بازنشناسى ز نادانى
خداوندا بما بنما حقيقت‌هاى اشيا را * چنان كان هست در واقع به آن نحوى كه مىدانى
من بيچاره را برهان ز نفس ذميى « 1 » و شيطان * غرور ديو و زيغ نفس و مكر عالم فانى
در آن روزى كه جمع آيند نيكان و بدان يكسر * گواهان را براى حكم عدل خويش بنشانى
خلايق از اميد رحمت و خوف و غضب لرزان * همه از عدل تو ترسان ز عصيان و پريشانى
گروهى را به دوزخ امر فرمائى كه آلوده‌اند * فريقى را بجنّات نعيم از پاك دامانى
دگرها جمله در حيرت كز آنان يا ازينانند * نشسته منتظر تا كى ندا آيد كز اينانى
گواهان صدق و ميزان قسط و حاكم عدل و ما ظالم * نمىدانم چه خواهد شد خداوندا تو مىدانى
طمع دارم كه چون نوبت به اين مجرم رسد ناگه * كنى رحم و نفرمائى كه تو اينى و تو آنى
به روى من نيارى كرده‌هاى ناپسنديده * به ذيل عفو و رحمت جمله آنها را بپوشانى
بتوحيد و به ايمانم ببخشى جُرم و عصيانم * به مهر چارده معصوم از اهوال برهانى
شفيعان من ايشانند نزد عفو و غفّاريت * به ايشانم ببخشائى و نوميدم نگردانى
هامش
( 1 ) - متن مجلس : نفس دنيى .