خداوندا بحقّ آنكه حُبّش شرط ايمانست * كه ذيل عفو بر جرم و خطاى فيضپوشانى
به توحيدش ببخشائى گناهانش بيامرزى * به مهر چارده معصومش از اهوال برهانى
تفكر در صنايع و عجز و انكسار بدرگاه صانع
كتاب آفرينش را به چشم دل اگر خوانى * ببينى حق تعالى را درين آيات نورانى
بصيرت را جلا بخشد حروف و نقطه اين لوح * روان را تازه گرداند نظر در صُنع يزدانى
دلا تا چند ازين غفلت ، به هوش آى و نگاهى كن * ببين آثار رحمت را چه پيدا و چه پنهانى
تعالى اللّه زهى ظاهر ز هر چيزى كه مىبينى * تعالى اللّه زهى باطن درون هر چه مىدانى
تعالى اللّه زهى آخر كه نبود مرورا اوّل * تعالى اللّه زهى اوّل كه نبود مرورا ثانى
ز روى فهم بس دور وز راه لطف بس نزديك * تعالى اللّه زهى قاصى تعالى اللّه زهى دانى
قريب و حاضر و ناظر ، مجيب و سامع و قادر * بهر جائى كه مىخواهى ، بهر وقتى كه مىخوانى
بهر جا حاضر و با هر كسى اندر سخن ليكن * همه كورند و كر با ديدهها چون نقش انسانى
گواهى مىدهد هر ذرّه بر يكتائى ذاتش * درون هر يكى مُدرج هزار اسرار پنهانى
همه آيات او ظاهر ، همه برهان او باهر * ولى كو ديدهء بينا ، دلى كو پاك و نورانى