تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
مرا برهان ز چنگال پريشانى كه اين بىباك * بهر دم مىزند زخمى به رخسار مسلمانى
گرفت از من پريشانى همه سامان تقوى را * نمىبينم كنون در خود ، فروغ نور ايمانى
كنم چون جمع خاطر را ، خيالى تاختن آرد * بناى خاطر جمعم نهد رو سوى ويرانى
مرا گيرد ز من هر دم بگرداند پى مرهم * بپاشد خاطرم از هم كه فرياد از پريشانى
گهى نفسم گلو گيرد ، گهى دنيا فروگيرد * گهى ديوم ببندد ره به تسويلات شيطانى
پريشانم كنند اول ، پشيمانم كنند آخر * صد افغان از پريشانى ، هزار آه از پشيمانى
كى آرامد دمى در بر ، دلى صد آرزو در سر * مگر يا رب تو رويش را بسوى خويش گردانى
بذكر تُست آرامش ، به ياد تست آسايش * كه دلها را تو دلدارى و جانها را تو جانانى
همه در تحت فرمان تو و تو بر همه غالب * نخواهد تا نخواهى تو چه جسمانى چه روحانى
اگر خواهى توانى آنكه رويم را به راه آرى * بدل شمعى برافروزى ، ز بيراهم بگردانى
نهال دين كه در جانم بدست خود نشانيدى * روا دارى شود كنده به زخم فاش شيطانى
زبانى را كه ناطق شد بتوحيد تو چندين سال * معاذ اللّه پسنديش آنكه در آتش بسوزانى
ازين غم جاى آن دارد كه يكدم دل نياسايد * نپوشد تا لباس مغفرت از فضل رحمانى
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 416 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى