ز گفتن فيض خامش ، مردم فهميدهاى بايد * كه گوش او خريدار زبان اين بيان بينى
بمان اين پند بىتأثير را اندر دل مردم * چه كوبى آهن سردى و خود را گرم آن بينى
خداوندا دل بيدار و جان آگهى خواهم * كه همواره مرا در راه خود با مخلصان بينى
اگر بخشائيم نبود عجب ، آنم كه از فطرت * گه زادن به مهر اهل بيتم توأمان بينى
ندارم طاعت شايسته جُز مهر نبىّ و آل * طمع دارم كزين دلخسته مُجرم همان بينى « 1 »
نكوهش ابناى زمان و مناجات با يزدان
نمىبينم درين مردم نشانى از مسلمانى * نمىبينم درين جمع پريشان جُز پريشانى
نمىبينم درين دلهاى ويران رنگ آبادى * نمىبينم درين تنهاى بىجان بوى انسانى
نمىبينم كسى آباد سازد خانهء دل را * نمىبينم درين ويرانه منزل غير ويرانى
هامش
( 1 ) - در بيشتر آثار و تاليفات فيض به تبعيت از استادان خويش چون صدر المحققين شيرازى و ملا محمد باقر داماد خلوص نيت وى در اظهار محبّت باهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ديده مىشود كه آنان را پيشواى راستين دانسته و معتقد است كه آنان تنها سفينهء نجاتاند و مسلمانان بايد سنّت را برابر فرمايشات آنان مجرى دارند براى تحقيق بيشتر مىتوانند به كتب ذيل « تاليفات فيض كاشانى » مراجعه فرمايند : كلمات مكنونه ، كلمات مخزونه يا قرة العيون ، حقايق ، رساله انصافيه ، مقدمهء مفاتيح الشرائع ، تفسير صافى و ديگر از تاليفات وى رحمة الله تعالى .