پيمبر هيچ حكمى را براى خود نمىفرمود * تو مىخواهى كه حكم شرع را از خود بيان بينى
گهى تحليل و گه تحريم و گه ايجاب و گه رخصت * همه احكام دينى را ز راى خود عيان بينى
پيمبر عقل كامل داشت كز وى حكم برگيرد * خدا گفتش مگو تا حكم را از آسمان بينى
گمانت اينكه افزونست از عقل نبى عقلت * كه از وى آنچه پنهان شد تو خود از خود عيان بينى
كدامست آنكه در قرآن بيانش نيست با اخبار * كه مىخواهى ز علم خويشتن آن را بيان بينى
بلى نو اختراعى چند كردى شرع ناميدى * كه نادان را از علم و دانش خود در گمان بينى
اصولى چند كردى وضع از ظنّ و گمان خود * پس آنگه هر چه پيش آيد در آنها حكم آن بينى
نهادى نام خود را مجتهد آنگاه مىكوشى * كه از دانا به غير از خود نه نام و نه نشان بينى
كنى ردّ هر كه را اظهار دانش مىكند جُز تو * ز فضلش هر چه دانى خويش را برتر از آن بينى
نهاى راضى مقام انبيا را ، بلكه مىخواهى * كه خود را در جهان فرمانرواى انس و جان بينى
خدا نهى از تفرّق كرد چندين جاى در قرآن * به الفت امر فرمودند تا اسرار آن بينى « 1 »
تو چشم از امر و نهى حق بپوشيدى و مىكوشى * كه از ابناى جنس خويش خود را بر كران بينى
هامش
( 1 ) - سوره آل عمران آيه 103 به شرح فهرست .