تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
سالك راه حق نخواهد عيش * عاشق روى او نجويد كام
نيست او را به غير درد ، دوا * نيست او را به غير سير آرام
نرود از پى هوس نفسى * نرود از پى هوا يك گام
چون پى آرزوى نفس رود ؟ * آنكه از دوست آيدش پيغام
نفس را كرده با هوا بردار * ديو را كرده با هوس در دام
رسدش دم‌به‌دم ز حق بوئى * آيدش هر نفس ز دوست پيام
قدر دانش زند ز عرفان دم * قدر بينش نهد بره در گام
نزند دم ز عشق پيش از عشق * نزند حرف راه پيش از گام
بر سر وقت خويش مىارزد * ضبط انفاس مىكند به دوام
همه شب را براى او سحر است * صبح او در عقب ندارد شام
حبّذا سالكان راه خداى * حبّذا سايران بىآرام
حبّذا شاربان بادهء عشق * حبّذا واجدان حال و مقام
بهر حق مىكنند ، هر چه كنند * صُمت و گفتار و جُنبش و آرام
از خور و خواب و طيّبات و نعيم * بهر طاعت برند ، لذّت و كام
خوردن و خواب چون براى خداست * هست سير ره و سپردن گام
طلب روزى حلال كنند * ز آنكه هَدى پيمبر است و امام
دست در سنّت نبى زده‌اند * پاى دارند بر طريق كرام
كرده‌اند اجتناب از شبهات * تا نيفتند ، در بلاى حرام
پادشاهان در لباس گدا * خواجكانى كننده كار غلام
بعدد اندك و مدد بسيار * در رسوم ابله و بعقل تمام
عقل خواهى بگرد ايشان گرد * سرمه خواهى ز گردشان كن وام
وصف اين قوم من نيارم كرد * كه نگردد به صد كتاب تمام
اندكى گفته شد ز بسيارى * قطره از بحر مىدهد پيغام
قومى از بندگان حق ايشان * قوم ديگر اولئك الانعام « 1 »
از زمين تا سما تفاوتها * هر دو همرنگ و هم‌سخن هم‌نام
آنكه از شهر آشنائى نيست * چه شناسد كه ، كه ، كدام ، كدام
گر نيابى چنين كسى بارى * مرو اندر طويلهء انعام
هامش
( 1 ) - سورهء أعراف آيهء 179 . . .أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ . . .به شرح فهرست .