همه با كبر نر گدا و لجوج * همه با نقص مُعجب و خود كام
همه با بخل ، مسرف و متلف * همه با پختگى ، بهغايت خام
همه باطن عدوى ظاهر دوست * از درون كين و از برون بسّام « 1 »
آن يكى درس عشق مىگويد * هست درويش آن دگر را نام
ننهاده به راه علم قدم * نزده در ره عبادت گام
شعر ملاى روم مىخوانند * علم اسرار مىكنند اعلام
از فنا دم زنند و درويشى * دعوى عشق و ذوق و حال و مقام
نه چو من در مقام شعر و مجاز * بل ز روى حقيقت و احكام
هامش
ما لكم عابدون للشيطان * ما لكم نائمين كالانعامروى كلمهء نائمين خط كشيده و ذيل آن كلمهء : ( ناتهين ) بقلم عرفان گردآورندهء جنگ آمده .لم لا تنصرون دين اللّه * اين فيكم شرائط الاسلامامّ لما ذا قلوبكم تستر * و جميع لديكم الاجساممؤمنان را نشان ايمان كو * عاقلان را چه شد غم انجامامر معروف و نهى منكر كو * كو جماعات جمعهء اسلاماين نفاق از كجا پديد آمد * همه را يك نبى ، يكى است امامچه شد آخر شرائط ايمان * به كجا شد مراسم اسلامگوئى اين قوم را معادى نيست * يا معافند در ميان اناميا مگر آب زندگى خورده * يا براتى گرفته از اياميا گرفته امان ز عزرائيل * به ثبات و بقا ، خلود و دوامآنچنان غرق گشته در دنيا * كه فراموش كرده روز قيامكار عقبى نكرده هيچ درست * كار دنيا تمام كرده تمامهمه در كار آخرت ناقص * همه در كارهاى دنيا تام( 1 ) - برون دشنام .