تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
هامش
كرده دوشاب را بجاى شكر * در مربّا و چاشنى و طعامچشمشان چون فتد برو مالند * به زبان گوش دو بجاى سلامخواجه را باز زير بار كشند * به صد افسون و حيله و ابرامخواب و خورشان خلاف سنّت و شرع * چاشت پيشى كنند و خفتن شامگذرد چاردانگ شب به سمر * سحر و صبح بگذرد به منامسفره و وضع آن چسان گويم * نشود وصف آن ادا بكلامپيش يك با دو كاسه بگذارند * چار يا پنج قاب پُر ز طعامبنشيند به روى سفره يكى * كفچه در دست ناظر و قسّامپشت بر روى ديگران كرده * لا طعام لهم و لا اكرامكند او نقل در ظروف دگر * باز آنجا نهد كه هست طعامجنگ قديم مىنهد در ميان سفره و شخص * پاىها لاى يكدگر به زحامنگذارد در آكل و ماكول * زين كشاكش گوارش و آرامدست تا سوى لقمه گشت دراز * لقمه در كفچه كرده است مقامظرف تا پَر پُر است يا خالى * نگوارد خورش ز هيچ‌كدامشده پنهان به زير يخنىها * سفره و نان و ظرف و آش تمامكس نداند كه سفره تا به كجاست * يا بود انتهاى ظرف كدامدانه‌هاى برنج از گبه‌ها * برنيايد مگر به رنج تمامبىطعامان در انتظار كه كى * دست نانشان رسد چو دانهء دامتا كه خادم به فكرشان افتد * مىرودشان ز سر هواى طعامبر در ذو الجلال بنشسته * تا كه فارغ شود ز ذو الاكرامچون بيايد طعام و دست رسيد * سير شد آنكه راست صدر مقامگفت رافع بيا و برچين زود * شد ملول از طعام و بوى طعامرافع از آخرين گرفت اول * زود با خوف و اضطراب تمامهمه را برگرفت و آب آورد * قوم ماندند گرسنه بىشامخوار دارند ضيف و نعمت را * نام اين كار را كنند انعام
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 344 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى