تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
كار ضرور هست بسى مر ترا به پيش * آنها اگر تمام شود ، خواب كن به زور
خواب فزون ز حدّ بدل و جان ضرر زند * نقصان رسد از آن به سراپردهء شعور
تن نيز كاهد ار بود افزون ز اعتدال * از خواب ، آن بگير كه باشد ترا ضرور
گر عمر تو به بد گذرد خواب بهتر است * تا نامهء عمل نشود پُر ز شرّ و شور
خوابت چو بهتر است ز بيداريت بخسب * تا قصّه حساب نيفتد به دير و دور
چون عمر در گنه گذرد ، بر تو ، العياذ * خسبيدنت رواست فزون از حد ضرور
چون بد ز نيك بيش كنى زودتر بمير * تا زودتر خلاص شوى از عذاب گور
نى نى روا مدار چنين عمر بگذرد * زادى نكرده حاصل از بهر راه دور
برخيز و كارهاى دگر را تمام كن * كاين خوابها تمام نگردد مگر به گور
هر دم ز عمر مايهء انواع خوش‌دليست * ارزان مده ز دست دلا مايهء سرور
هر لحظه‌اى ز عمر تو گنج سعادتى است * تحصيل توشه‌اى كن از آن بهر راه دور
تحصيل علم و معرفتى كن بهر نفس * تا رايتى شود ز پس و پيش تو ز نور
از اهل معرفت چو نه‌اى ذكر دوست كن * يا سعى در حوائج بىدست و پا و كور