تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
از آن حكم يكى آن بود تا شود ظاهر * كه كيست پيرو خير و كدام تابع بشر
مغربل ازل از مهر او يكى غربال * بساخت تا كه برون آورد ز كاه ثمر
وجود مصلحت اندر بلا بود پنهان * فنون خير بود مندرج بسى « 1 » در شر
خفاى مهدى هاديست محض خير و صواب * وليك عامه ندارد ز سرّ كار خبر
چو او ظهور كند ، كل خلق سر بنهند * بطوع و كره چه اهل جنان چه اهل سقر
جهان تمام شود روشن و زمان پُرنور * چنان كه عصر نبى بود ، بل از آن بهتر
خوش آن زمان و از آن خوش‌تر آنكه دريابيم * اگر مدد بتوانيم كرد از آن خوش‌تر
قيام قائم ما زود كن خداوندا * حلول موت « 2 » مرا دير تا خورم زو بر
بعصر او چه تنعّم كنيم و شادى « فيض » * خدا نصيب كند شيعه را همه يكسر

نكوهش حُبّ رياست و ترغيب به نماز جماعت

اى آنكه توئى عامّه را قدوه و سرور * گه جلوه به محراب كنى ، گاه به منبر
گر بهر خدا مىكنى اين كار ، زهى اجر * ور قصد دگر ديو ترا كرده مسخّر
زنهار مده حُب رياست بدلت راه * كابليس بسى چون تو در افكنده در آذر
كارى نبود پيشنمازى كه خردمند * ز آن فخر نمايد كه منم بهتر و مهتر
گر دعوى دانش كنى و راه نمائى * مفتون رياست شده جهلت شده رهبر
هامش
( 1 ) امير - م ، دوّانى : بسى مندرج . ( 2 ) امير - م ، دوّانى : حلول مرگ .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 301 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى