تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
قهوه و قليون بمان ، ذوق ز معنى ستان * تا بودت خرج كم ، دخل شود بىشمار
اين همه با اين عيوب ، مردم نيكند و خوب * ز آنكه همه در رهند ، طالب كارند و بار
آه ازين مترفان ، آه ازين مترفان * نى دلشان سوى كار نى تنشان زير بار
رو به هوا كرده‌اند پشت بما كرده‌اند * ترك وفا كرده‌اند نى غم طاعت نه كار
مهمل و بيكار خلق وز پى آزار خلق * نى غم دنيا خورند نى غم روز شمار
مال پدر هستشان داده قضا دستشان * كرده تنا مستشان آه ز روز خمار
روز به شب مىكنند ، عيش و طرب مىكنند * عيش كجا ، كو طرب ، خون دل و زهر مار
از پى ناموس و ننگ كار به خود كرده تنگ * در دل با هم به جنگ ، متفقند آشكار
صاف صفا نيستند اهل وفا نيستند * از همه‌شان ترس و بيم وز همه‌شان ننگ و عار
ظاهرشان اتفاق باطنشان پرنفاق * نيم نهان كرده‌اند نيم دگر آشكار
غيبت مردم كنند راه خدا گم كنند * دُم سرو سر دُم كنند افسرشان شد فسار
در ره ايشان مپوى بلكه ازيشان مگوى * پاى ازيشان بكش دست از ايشان بدار
راه خدا پيش گير عشق خدا كيش گير * ترك سر خويش گير ، در ره او جان سپار
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 291 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى