تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
بقا مىخواستم يك‌چند اينجا * بود علمم رساند تا پديدار
شود چشم روانم خوب روشن * ببينم آخرت را اولياوار
گواراتر شود مرگم به صورت * شود شوقم زيادت سوى آن دار
ولى كار روانم رفت از دست * ولى دست روانم ماند از كار
روان را وقت نقل آمد ز دنيا * شود تا در فضاى قدس طيّار
روان بيرون رود از خانهء تن * نماند بعد ازين در دار ، ديّار
برد با خويش چيزى را كه اندوخت * بماند آنچه را كش نيست در كار
خدا آسان كند اين نقل و تحويل * بحقّ حرمت ابرار و اغيار
به عليّين دهد جا « فيض » را حق * بحقّ چارده معصوم اطهار
كشد خط بر سر عصيان و جُرمش * بپيوندد روانش را به انوار

نكوهش دنيا و بيچارگى اهل آن و منقبت عشق و عاشقان

اى دل ازين خاكدان چشم تمتّع مدار * دار غرورست اين نيست سراى قرار
نيست درو راحتى ، گرچه بود ساعتى * كش نبود در عقب محنت و غم بيشمار
هر كه ازو زاد مُرد ، هر چه بپرورد خورد * هيچ نشد سير اين مادر فرزند خوار
چند كشد آدمى باز به خون پرورد * چند خورد آدمى باز بگويد بيار
هم چو جهنّم زند نعرهء هل من مزيد * گر بخورد هر دمى ز آدميان صد هزار
نيست درو ساعتى ، خرّم و فارغ تنى * نيست درو يك نفس حال دلى برقرار
بس جگر اهل دل خون شود از دست دهر * بس دل صاحبدلان خون خورد از روزگار
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 286 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى