تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
كسى كز اهل دينش مىشمردم * بتر ز اصحاب دنيا بود صد بار
بمعنى ديو و در صورت فرشته * شده در نور پنهان شعلهء نار
بسى گرگان نموده خويش را ميش * لباس نيكوان پوشيده اشرار
ازين تلبيس جانم تيره ، گرديد * شدم ز ابليس آدم شكل بيزار
دلم بگرفت از غوغاى كركس * روانم تيره شد از گند مردار
دلم از زمهرير دهر ، افسرد * روانم ز آتشش چون شعلهء نار
بجان آورد جان را ، چاراركان * به تنگ آورد دل را ، چارديوار
مكرّر شد مَه و اسبوع هر پنج * مكدّر شد هوا و آب و هر چار
دلم از آشنا ، بيگانه گرديد * گلم در ديده خار ، اغيار شد يار
بهر دم مىشود نازل ، بلائى * كه مىگردد جهان در چشم من تار
ملالت بر ملالت ، مىفزايد * سآمت بر سآمت مىشود بار
سرائى بىدر و روزن كه ديده است * فتادم از كجا يا رب درين دار
درى بگشاى تا بيرون روم زود * رهى بنماى سوى سقف اين دار
ببينم تا ز بهر چيست ، اين دام * ببينم از براى كيست اين كار
چه مطلوبست ز اركان و مواليد ؟ * چه مقصود است ازين افلاك دوّار
كه بنشسته پس ديوار برزخ * كه رستاخيز كرد از امر جبّار
سؤال قبر چونست و چگونه * نكير و منكر و اقرار و انكار
چسان خواهد شدن حشر خلايق * كجا خواهد كشيد انجام اين كار
پُلى باريكتر از مو كدامست * چسان بر روى نار است ايمن از نار
كه ز آنجا بگذرد چون برق خاطف * كه گاهى سوزد و گه اوفتد زار
چسان آيد بدست راست يا چپ ؟ * ز گردن چون شود هر نامه طيّار
ترازو چيست ؟ سنجيدن كدامست * كه ميزانش گران و كه سبكبار
به صورت چون نمايد جلوه معنى ؟ * شهادت چون دهد اعضا بر اسرار
كه در اعراف مىباشد مقامش ؟ * كه اهل جنّت و كه صاحب نار
اگر چه يك‌به‌يك را مىشناسيم * به چشم سر به حمد اللّه درين دار
خدا علم‌اليقينم داده اينجا * ولى عين اليقين خواهم به ديدار
ازين پس كارم ار مىرفت از پيش * وفا مىكرد جان را آلت كار