تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
از خدا خواه هر چه مىخواهى * مدد خلق اثر نمىدارد
هر كه دل در خداى بست دلش * ترس و اندوه بر نمىدارد
غير حق را بمان و ايمن باش * حق‌پرستى خطر نمىدارد
زرت ار هست صرف كن ور نيست * شكر كن كاو زر نمىدارد ؟
به سؤال آب روى خويش مبر * كه نهالش ثمر نمىدارد
خاصه سيم و زر از كسى مطلب * كاين طلب هيچ اثر نمىدارد
گر لئيم است زر نمىبخشد * ور كريم است زر نمىدارد
سعى كن تا نيفكند دهرت * چونكه افكند بر نمىدارد
هيچ بر سفله اعتماد مكن * كه وفا بدگهر نمىدارد
با بدان و خسان ستيزه مكن * كه خس آزار برنمىدارد
سخنش در تو مىكند تأثير * وز تو دورى اثر نمىدارد
منشين با بدان و بىخردان * كه مرا اين ضرر نمىدارد
طبع دزد است و صاحبش جاهل * جاهل از بد خبر نمىدارد
عيب‌جوئى مكن كه جُستن عيب * آن كند كو هنر نمىدارد
تا توانى خموش باش كه صمت * محض خير است شر نمىدارد
باادب باش با وضيع و شريف * ادب اى جان ضرر نمىدارد
حُسن خلق از كسى دريغ مدار * خلق به زين هنر نمىدارد
در دل را ز راه ديده ببند * خلوت قدس در نمىدارد
راه دل را ز ديده هر كه ببست * در دلش غم گذر نمىدارد
آفت از راه ديده مىآيد * ديده جُز شور و شر نمىدارد
صدف چشم را ببند ، ايرا * چون گشودى گهر نمىدارد
چشم از روى نيكوان بردوز * كاين نظر جُز ضرر نمىدارد
دل به فرزند مردمان دادن * بجز از غم ثمر نمىدارد
هر كه دل مىدهد ، بعشق مجاز * برى از عمر برنمىدارد
دل به مهر بتان چو بستى غم * از دلت ، دست برنمىدارد
با هوس هر كه ، خو كند ، تا حشر * از خود و حق خبر نمىدارد
روزگارش به غصّه مىگذرد * راحت و خواب و خور نمىدارد